<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آخرین خاطره</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/</link>
<description>*</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 08 Apr 2008 08:05:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>قلب</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>قلبو هدیه دادم بهت مواظبش باش&lt;BR&gt;نه بخاطر اینکه قلبه منه &lt;BR&gt;به خاطر اینکه تو توشی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;( همیشه دوست دارم . اینو میدونی تو دفترتم نوشته بودی .)&lt;BR&gt;میدونم این وبلاگ رو میخونی دلم میخواد با تمام وجود به تو بگم دوست دارم برگرد ولی دیگه روم نمیشه بعد از اینهمه مدت بازم التماست کنم . کاش باز زبون التماس کردن رو داشتم و روی خواستن رو .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Apr 2008 08:05:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>خدایا اگر تو درد عاشقی رو میکشیدی&lt;BR&gt;تو هم زجر جدائی رو به تلخی میچشیدی&lt;BR&gt;اگر چو من به مرگ آرزوها می رسیدی&lt;BR&gt;پشیمان می شدی از اینکه عشق را آفریدی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Apr 2008 08:52:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاطره های من و دوست جونم که رفت (روز اول)</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>ما هفت بهمن با هم آشنا شدیم اون روز که با هم قرار گزاشتیم ساعت ۴ بعد از ظهر میدان ونک کنار بانک صادرات از اونجایی که همیشه بد شانسم کلی کار پیش اومده بود من ۴ نمیرسیدم ولی تمامه سعی خودمو کردم کلی از کارا رو پیچوندمو موتور گرفتم گوله رفتم سر قرار اونم ماشینو برده بود کارواشو کلی تریپ زده بود بخاطره من خلاطه من اون موقع داشتم موهامو بلند میکردم یه دم موش پشت سرم بسته بودم که همش زیر چشی نگام میکرد بعد رفتیم سمت میرداماد بلوار و رفتیم تا شریعتی رو بریم بالا پشت چراغ میرداماد شریعتی بودیم که یه خانوم دست فروش یه دسته گل قشنگ آورد واسه منم یه دسته نرگس براش خریدم البته اینم بگم که قبلش یه شاخه گل رز قرمز با یه عروسک خرسی کوچولو بهش دادم یه شاخه دادم تا بدونه برام تکه بعد رفتیم سمت تجریش و پاندای تجریش که رسیدیم گفت غذا بخولیم گفتم باشه رفتیم جاتون خالی ۲ تا کباب تلکی خوریدیم اومدیم تو ماشین من غذا تند میخورم اما اون روز کلی کلاس گزاشتم و آروم خوردم ولی غذام به نصف نرسیده بود که مال دوست جونم تموم شد گفتم خیلی بدی من آروم خوردم گفت خوب تند بخور بعد گفت میریم تو باقیشو تو راه بخور همین که راه افتاد نوشابه از رو داشبورد کلی ملغ زد و بعد از کلی آکروبات بازی تونستم بگیرمش اما هم کل هیکلم هم اون ماشین کارواش رفته خیس شده بودو نوچ این شد که من از روز اول با اون داشبورد مشکل پیدا کردم بعد از کلی بگو بخند سر جمشیدیه من پیاده شدمو اومدم سمت خونه اونم میخواست بره خونه داییش اینا تا ۸ شب دیگه نتونستم درست باهاش حرف بزنم ولی قلبم داشت وایمیستاد که باهاش حرف بزنم ۸.۱۵ بود حدودا که به من زنگ زدو کلی حرف و اینا که شب بخیر گفتیمو خوابیدم البته گفت زیر چشی نگاه میکردم که ببینیم چشات چه رنگیه ولی مثل همون روز دوسش دالم حاضرم همه چیزمو بدم تا ۱ دقیقه مثل اون موقع ها پیشم باشه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا بعد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Apr 2008 06:41:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غم</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>وقتی بدنیا آمدم&lt;BR&gt;صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود&lt;BR&gt;پرسیدم تو کیستی؟&lt;BR&gt;گفت من غم هستم&lt;BR&gt;گمان کردم غم عروسکی است که بعدها با او بازی خواهم کرد&lt;BR&gt;ولی بعدها فهمیدم که من عروسکی هستم در دستان غم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Apr 2008 05:58:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمیدونم چی بزارم</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>سلام بعد از این همه اومدم ۱ عیدو تبریک بگم&lt;BR&gt;۲ همه میگن بر میگرده منم همش چشم به راهم که بیاد اما هنوز هیچی بعد از تقریبا ۳۰ روز دیروز چهارشنبه رفتم پیشش با هم رفتیم پارک شطرنج که یکم باهاش حرف بزنم آخه خیلی دلم گرفته بود هرچی تو دلم بود بهش گفتم بعد رفت خونه . کل دیدن به خاطر اصرار من بود اون هیچ موقش راضی نبود احساس میکردم کنار من بودنش داره ناراحتش میکنه نمیدونم چرا ولی سخت بود اینطوری فکر کردن نمیدونم چرا باید اینطوری بشه کاش هیچ وقت دوسش نداشتم سخته آدم کسی رو که دوست داره باهاش کلی خاطره وکلی نقشه برا زندگیشون داره ببینه میخواد بزاره بره نتونستم با خودم کنار بیام دارم خول میشم شبا اینقد کابوس دیدم که دیگه هیج کابوسی برام ترسناک نیست وقتی فکر کوچیکترین خاطره هام باهاش می افتم بزرگترین و بهترین لحظه های زندگیم بوده امسال عید برام رنگ و بویی نداشت فقط عذاب بود چون تعطیل بودو سرم حتی تو مسافرت هم گرم نمیشد حتی نمیتونستم صداشو بشنوم از همگی بابت این تلخ صحبتا معذرت میخوام .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همیشه بدترین لحظات و خاطرات و کسی برات میسازه &lt;BR&gt;که بهترین شیرین ترین و بزرگ ترین اتفاقا و لحظه هارو برات ساخته&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Apr 2008 06:03:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاطرات کودکی</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;نشستن روی صندلی چوبی مادر بزرگ&lt;BR&gt;کنار پنجره &lt;BR&gt;نگاه کردن باران&lt;BR&gt;از پشت شیشه ای که بخار سراسر شیشه رو پوشونده&lt;BR&gt;و قطره های باران گه گداری روی شیشه قل میخوره&lt;BR&gt;در سکوت این اتاق &lt;BR&gt;تنها تیک ، تاک ساعت قدیمی مادر بزرگ&lt;BR&gt;سکوت را به آرامی میشکند&lt;BR&gt;و لحظه ها را و ثانیه ها را &lt;BR&gt;به آرامی قل خوردن قطره ای باران&lt;BR&gt;روی پنجره سپری مکند&lt;BR&gt;و صدای گرفته مادر بزرگ که به&lt;BR&gt;آرامی از دهانش با اون لحجه شیرین گلیکی&lt;BR&gt;میگه برو در صندوقچه رو بیار&lt;BR&gt;من میدونم کدوم صندوق و میگه ولی&lt;BR&gt;رو یه حسی بچه گانه ای خودمو گول میزنم&lt;BR&gt;میپرسم کدومو میگی مادر؟؟؟&lt;BR&gt;اونوقت دوباره صدای مادر تو اتاق میپیچه و آدرس&lt;BR&gt;صندوقچه رو میده من&lt;BR&gt;با ذوق فرآوون میرم&lt;BR&gt;صندوقچه رو میارم در صندوقو باز میکنه&lt;BR&gt;صدای خش خش کیسه &lt;BR&gt;آب از لب و لوچم میاره &lt;BR&gt;آخه میدونم اونتو چیه هر وقت میام &lt;BR&gt;پیش مادر دلم میخواد در کیسه رو باز کنه &lt;BR&gt;به من از اون برگه های ترشی که تو کیسه داره بده&lt;BR&gt;همش چند تا به من میده بقیه رو جم میکنه میگه واسه&lt;BR&gt;دفعه بدتم گزاشتم &lt;BR&gt;چندتا برگرو جوری میک میزنم &lt;BR&gt;که انگار تا حالا به من برگه نداده&lt;BR&gt;و انگار که اگه میک بزنم یه عالمه روز میمونه برام و تموم نمیشه&lt;BR&gt;مادر اینبار میشینه روی اون صندلی قدیمی شروع میکنه به &lt;BR&gt;تکان خوردن و بافتنی بافتن&lt;BR&gt;بازم سکوت تمام اتاق رو به انفجار میکشه ولی اینبار سکوت یه مزه دیگه&lt;BR&gt;داره آخه تو اون سکوت مادر آروم چشاش روهم میره&lt;BR&gt;سماور کنار پنجره ؛ اونگوشه رومیز &lt;BR&gt;شروع کرده به غل غل&lt;BR&gt;و صدای گه گاهی ملچ مولوچ من از ترشی این برگه ها&lt;BR&gt;و نزدیک شدن عقربه ها به بالا&lt;BR&gt;اومدن مامان پی من ؛ و نزدیک شدن دقیقه ها&lt;BR&gt;که نشان دهنده برگشت بابا به خانه است&lt;BR&gt;و شکستن سکوت با زنگ در اتاق که میدونم کی پشتشه&lt;BR&gt;همه اینا سکوت اینبار و قشنگ تر کرده&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 Feb 2008 06:06:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دخترک</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>با امیدی گرم و شادی بخش&lt;BR&gt;با نگاهی مست و رویایی&lt;BR&gt;دخترک افسانه  میخواند&lt;BR&gt;نیمه شب در کنج تنهایی&lt;BR&gt;بیگمان روزی ز راهی دور&lt;BR&gt;میرسد شهزاده ای مغرور&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 Feb 2008 06:18:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسافلت</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>وای بچه ها جاتون خالی از ۵ شنبه رفتم رشت ساله بابای دوستم بود ولی همه اتفاقی افتاد جز سال&lt;BR&gt;آخه اینقدر برف بود که قبرارو گم کرده بودیم یه چند تا عکس براتون میزارم البته کیفیتش پایینه آخه با دوربین موبایله &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.wtctehran.com/taher/1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینم از شیشه ماشین که یخ زده بود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.wtctehran.com/taher/2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2008 09:03:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شمع و فتیله</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>روزی نخ داخل شمع از شمع پرسید چرا وقتی من میسوزم تو آب میشوی&lt;BR&gt;شمع جواب داد مگر میشود کسی در قلب من بسوزه و من برایش اشک نریزم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Jan 2008 13:29:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمی آد</title>
<link>http://lastmemory.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=postbody&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نمیآد اونی که دلم میخواد&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نمیآد اونی که رفته به باد&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نمیآد اونی که عمره منه&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نمیآد اونی که دل میکنه&lt;BR&gt;دوباره دلم میخواد ببینمش&lt;BR&gt;سرمو روی شونش بزارم &lt;BR&gt;از چشمام قطره اشکی نمیآد&lt;BR&gt;نکنه دیگه دوستش ندارم&lt;BR&gt;شعر من زمزمه یه خواهشه&lt;BR&gt;آرزوم دیدن روی ماهه شه&lt;BR&gt;میون غربت این فاصله ها&lt;BR&gt;قلب من همیشه چشم به راهه شه&lt;BR&gt;کاش می شد عشقمو باور بکنه&lt;BR&gt;اونی که منو هرگز نمی خواد&lt;BR&gt;نمیآد تموم عمرم نمیآد&lt;BR&gt;نمیآد دیگه هیچ وقت نمیآد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نمی دونم خوشتون اومد یا نه ولی این شعر منو یاد چیزایی می ندازه که برام خیلی ارزش داشتن و ...&lt;BR&gt;شعرشم براتو گزاشتم اگه خواستین می تونین دانلود کنین . &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;BR&gt;کیفیت خوبی داره - &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.wtctehran.com/Arezom.zip&quot; target=_blank&gt;دانلود آهنگ نمیاد&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Jan 2008 05:28:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lastmemory&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>lastmemory</dc:creator>
<guid>http://lastmemory.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
