تبليغاتX
آخرین خاطره




 آخرین خاطره
*
  درباره من
کهنه فروش فریاد می زد آهن پاره خریداریم
وسایل کهنه خریداریم
بی اختیار فریاد زدم کهنه فروش قلب شکسته هم می خری ؟؟؟

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ





نوشته های پیشین
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31




پیوندها























 RSS 

 صندلی مادر بزرگ

 سلام بچه ها من یه شعر بلند نوشتم چند خط شو میزارم مسخره نکنیدا اگه خوب بود بقیه اش رو
هم میزارم .

نشستن روی صندلی چوبی مادر بزرگ
کنار پنجره
نظاره کردن باران
از پشت شیشه ای که بخار سراسر شیشه رو پوشونده
و قطره های باران گه گداری روی آن میلغزند
در سکوت این اتاق
تنها تیک ، تاک ساعت قدیمی مادر بزرگ
سکوت را به آرامی میشکند
و لحظه ها را و ثانیه ها را
به آرامی قل خوردن قطره ای باران
روی پنجره سپری مکند

  + نوشته شده دردوشنبه بیست و ششم آذر 1386  ساعت   توسط LST 

 اشک

 هیچ کس اشکی برای ما نریخت هرکه با ما بود از ما میگریخت چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

  + نوشته شده درشنبه دهم آذر 1386  ساعت   توسط LST 

 آه

 

آه میبینم ، می بینم
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زیبایی تو غمگینم
چه امید عبثی
من چه دارم که ترا درخور؟
هیچ
من چه دارم که سزاوار تو ؟
هیچ
توهمه هستی من  ، هستی من
تو همه زندگی من هستی.
تو چه داری ؟
همه چیز .
تو چه کم داری ؟
هیچ.

  + نوشته شده دردوشنبه پنجم آذر 1386  ساعت   توسط LST 

 آبی , خاکستری , سیاه

 تو توانایی بخشش داری.
دست های تو توانایی آن را دارد ؛
که مرا ،
زندگانی بخشد.
چشمهای تو به من میبخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا ،
سطر برجسته ای از زندگی من هستی.

  + نوشته شده دردوشنبه پنجم آذر 1386  ساعت   توسط LST 

 فرهاد

 نمیدون آهنگ های فریدونو گوش دادید یا نه ولی بعد از چند ماه
دیشب بازم به فریدون سری زدم و آلبوم آهنگ هاشو گزاشتم
تو کامپیوتر و به صدای پر از غم اون گوش دادم آخ که چرا بعضی از آدما
اینقدر دل شو ن بزرگ و صداشون پر از غمه نکنه اینا همونایی هستن
که دنیا براشون کوچیکه . شایدم چیزایی هست که خیلی ها نمیتونن
بفهمنش و خیلی ها از فهمیدنش فرار میکنن و خیلی ها هم بعد از فهمیدن
به روی خودشون نمیارن . به امید روزی که بفهمیم و عمل کنیمش نه
اینکه انکارو پنهانش کنیم .

ببخشید قصد توهین به کسی رو نداشتم .

  + نوشته شده دریکشنبه چهارم آذر 1386  ساعت   توسط LST